درباره وبلاگ

كاري از تيم اينترنتي آپادانا
فهرست اصلی
آرشيو موضوعی
امام مهدي و آخر الزمان
معرفي كتاب
سيره اهل بيت
اخبار
گالري عكس
احاديث و سخنان
جريانات اسلامي از گذشته تا كنون
اسلام شناسي
وبلاگ هاي ما
دنياي عكس آپادانا
شبكه انگليسي آپادانا
شبكه علوم كامپيوتري آپادانا
شبكه علمي آپادانا
شبكه زيست شناسي آپادانا
شبكه اسلامي آپادانا
شبكه ادبي آپادانا
شبكه خبري آپادانا
شبكه موسيقي آپادانا
شبكه ورزشي آپادانا
شبكه سينمايي آپادانا
شبكه هري پاتر آپادانا
لينك باكس آپادانا
گروه اينترنتي آپادانا
تلويزيون آپادانا
نوشته های پيشين
طراح قالب
POWERED BY
هدفي که تعليم و تربيت اسلامي به دنبال آن است ، پرورش انساني است که از طريق نيروي تعقل خويش مسير کمال را طي کرده و با سپر تقوا که به تعبير مرحوم طالقاني همان وجدان آگاه فرد است ، بر تمايلات و شهوات خود مسلط و از تجاوز به حدود ديگر امتناع کند.
فرآيند تعقل از طريق ايجاد سوال و عزم براي يافتن پاسخ رخ مي دهد. به همين دليل ، طلب علم خودمهمترين عامل براي پرورش قوه تفکر است.
آيات و احاديث بسياري در باب اهميت تعقل و تفکر در قرآن و کتابهاي حديث ذکر شده که بجرات مي توان گفت هيچ دين و مکتب فکري به اندازه اسلام بر طلب علم و انديشه ورزي تا بدين حد تکيه نکرده است.
طلب امري که تنها از آن طريق مي توان خود را ساخت و به آنچه هدف تعليم و تربيت اسلامي است ، نائل شد. کثرت آيات و احاديث مانع ذکر حتي گوشه اي از اين درياي بيکران مي شود، اما تنها به عنوان شاهد برخي از آنها در اينجا ذکر مي شود:
1- سوره روم آيه 28 (ما آيات خود را بر ملتي که مي انديشند تفصيل و توضيح مي دهيم.)
2- سوره نحل آيه 125 (مردم را از طريق حکمت ، اندرز نيکو و بهترين طريق بحث به راه خدا دعوت کن).
3- پيامبر: دين عبارت از عقل است و کسي که عقل ندارد، دين ندارد.
4- وصيت پيامبر به علي: اي علي فقري سخت تر از ناداني نيست و مالي سودمندتر از خردمندي نيست.
5- پيامبر: طلب علم و معرفت بر هر مسلماني واجب است.
6- حضرت علي: حکمت گمشده مومن است.
حکمت را بياموز، اگرچه نزد اهل نفاق باشد.اختصاص دادن بخشهاي مجزا درباره عقل و تعقل در کتابهاي معتبر روايي و وجود 730 آيه درخصوص شناخت و ابعاد مختلف آن در قرآن مجيد همگي دلالت بر اين امر مي کند که تعليم و تربيت فرد مسلمان جز از طريق تعقل و انديشه امکان پذير نخواهد بود. در ادامه اين مقاله يک موضوع محوري بررسي خواهد شد که عبارت است از تسامح و تساهل در فرهنگ اسلامي.
تسامح و تساهل يکي از مهمترين مولفه هاي رشد فرهنگ و تمدن اسلامي از بدو ظهور تا به امروز بوده است. اسلام برخلاف مسيحيت کليسايي در کنار تشويق و ترغيب مسلمين به علم اندوزي و ترويج آن ، روح تسامح و تساهل را جانشين تعصبات کليسايي و دنياي باستان کرد و به تعبير دکترزرين کوب (در مقابل رهبانيت کليسا که ترک و انزوا را توصيه مي کرد با توصيه مسلمانان به راه وسط توسعه و تکامل صنعت و علم انساني را تسهيل کرد.) اسلام در مقابل تعصبات ديني نصاري و مجوس تسامح با اهل کتاب را توصيه کرد. شور و شوق مباحثه و مناظره ميان پيروان ، بزرگان و دانشمندان در قلمرو اسلامي کاملا نمايان بود و اين اختلاف عقيده ها نه تنها امري طبيعي به حساب مي آمد، بلکه نوعي رحمت نيز تلقي مي شد. براي تاييد اين مدعا مي توان به اين سخن کنت دو گوبينو اشاره کرد که مي گويد: اگر اعتقادات مذهبي را از ضروريات سياسي جدا کنند، هيچ ديانتي تسامح جوي تر و شايد بي تعصب تر از اسلام وجود ندارد. مسلما يکي از قلمروهايي که تسامح و تساهل مورد بحث خود را در آن آشکارا نشان داده است قلمرو تعليم و تربيت اسلامي است.
در تفکر اسلامي علاوه بر تاکيد بسيار درخصوص انديشه ورزي و جستجوي علم بر ذو مراتب بودن آن نيز تاکيد شده است چنان که در حديثي آمده است که (اگر ابوذر مي دانست در دل سلمان چه مي گذرد، سلمان را تکفير مي کرد يا سلمان را مستوجب قتل مي دانست) نتيجه اي که از اين مقدمه مي توان گرفت ، ذو مراتب بودن برداشت و ادراک انسان ها از حقايق است.
چنين نگرشي علاوه بر قلمرو نظر بايد خود را در حيطه عمل نيز نشان دهد و قايل شدن به ذو مراتب بودن ادراک و استنباط از حقايق ، در عمل معنايي جز تسامح و تساهل در مقايسه با عقايد ديگران ندارد. در روايات بسياري تاکيد شده است که از علامت هاي شخص دانشمند حلم است و اين حلم چيزي است از نوع تساهل و تسامح.
روحيه تسامح و تساهل به تبع خود آزادي انديشه را به دنبال مي آورد و مقدمات شکوفايي و تکامل انديشه را فراهم مي کند. شايد بتوان گفت در هيچ ديني به اندازه اسلام به آزادي انديشه و عقيده توجه و تاکيد نشده و اين به آن حد بوده است که مخالفان دين اسلام بدون هيچ محدوديتي حتي در مقابل رهبران ديني به اظهارنظر مي پرداختند و اين خود يکي از ويژگي هاي تعليم و تربيت اسلامي است.
اهميت اين مساله تا به آنجاست که در روش تربيتي اسلام دعوت مردم به پذيرش اسلام از طريق اکراه نهي شده است ، چنان که در سوره بقره آيه 256 چنين آمده است: «کار دين به اجبار نيست چه راه هدايت و ضلالت روشن شده است» يا در سوره يونس آيه 99 بيان شده «اگر پروردگار مي خواست هرکس که در زمين است همگي ايمان مي آوردند پس تو آيا مي خواهي مردم را مجبور کني که به اکراه ايمان بياورند؟»
در کتاب مغز متفکر جهان شيعه که از سوي 25 تن از دانشمندان عضو مجمع تحقيقات استراسبورگ به رشته تحرير درآمده چنين بيان شده است: «فرهنگي که جعفر صادق براي مذهب شيعه به وجود آورد نسبت به فرهنگ هاي مذهبي آن دوره يک مزيت داشت و آن آزادي بحث در آن فرهنگ بود و به همين جهت توسعه و پيشرفت يافت.»
فرهنگ شيعه نه تنها خود توسعه يافت بلکه عامل و الگويي براي ديگر فرقه هاي اسلامي در زمينه آزادي انديشه و مباحثه شد. در همان کتاب در توصيف شيوه تربيتي امام ششم چنين آمده است: «آزادي بحث در مسائل مذهبي از زماني شروع شد که جعفر صادق فرهنگ شيعي را به وجود آورد و در محضر او جلسه بحث آزاد بود وهر شاگردي مي توانست به استاد ايراد بگيرد و اگر بتواند نظريه استاد را رد کند. امام نظريه خود را بر شاگردانش تحميل نمي کرد و آنها را آزاد مي گذاشت که نظريات استاد را بپذيرند يا نپذيرند. بر اثر همين آزادي بحث بود که فرهنگ شيعه گسترش يافت.»
نوشته شده توسط محسن آريامنش در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت موضوع اخبار | لينک ثابت
ويليام چيتيک در سال 1943 در شهر ميلفورد امريکا به دنيا آمد. وي ليسانس خود را در رشته تاريخ از امريکا گرفت. در سال 1966 به ايران آمد و در رشته زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و در سال 1974 به اخذ درجه دکتري در اين رشته نائل آمد.
مدت 12 سال در ايران اقامت داشت و از استاداني چون جلال الدين همايي ، فروزانفر، سيدحسين نصر، ايزوتسو، هانري کربن و سيدجلال الدين آشتياني استفاده شايان کرد. ويليام چيتيک متخصص مطالعات علمي و آکادميک تصوف و عرفان هستند. اکنون هيچ استادي تا کتابهاي او را نخوانده باشد نمي تواند در امريکا درباره ابن عربي تدريس کند. به نظر او شعر از گذشته تا امروز، راهي براي بازتاب انديشه تحقيق در فرهنگ اسلامي بوده است. او براي بيان اين که چگونه و چرا شعر به تحقيق راه يافته است ، از ابن عربي که هميشه سعي در ايجاد توازن ميان دو مفهوم ادراک عقلي و شهودي داشت ، کمک مي گيرد. ابن عربي اين دو را عقل و خيال مي نامد.
مقاله اي که مي خوانيد به رابطه شعر و خيال و اهميت آن در عرفان اسلامي و کاستي هاي تفکر عقلاني غربي مي پردازد.
مساله اصلي و اوليه ابن عربي آن است که جستجوي عقلي راه به انديشه انتزاعي مي برد (به معني جدا شدن حق از مظهر خود). در مقابل ، ادراک خيالي تجسم معاني را به عنوان شناخت «حق» مي داند. عقل در ذات گرايش به شناخت «حق» به عنوان «متعال» و برتر دارد، در حالي که خيال ، حق را در همه جا حاضر مي بيند. عقل حق را متعلق خاص خود يا خدا مي داند، در حالي که خيال ، حق را در خود اشيا مي يابد. با آوردن حق اشيا به حوزه انديشه انتزاعي ، کندوکاو عقلي سريعا ما را به قطع ارتباط شخصي مان با خدا (که در زندگي ديني نقطه اصلي است) رهنمون مي شود. در مقابل ، ادراک خيالي متعلق شناسايي خود را در تصاويري مي يابد که آن را مي نماياند. او «حق مطلق» را واقعا در افراد ممکنات حاضر مي بيند. يا چنان که ابن عربي به ما مي گويد: وجه خدا را در همه چيز مي بيند. خدا در قرآن مي فرمايد: «به هر سو رو کنيد وجه خدا را مي يابيد». در آثار ابن عربي «وجه» به طور دقيق همان واقعيت جاودان شي ، حق آن ، بازتابيده در حوزه امکان هاي ربطي است. ارتباط تام شعر با خيال روشن است.
شعر خوب تجسم قوه خيال است. زبان شعري با استفاده از خيال و عناصر سمبوليک و زيبايي موسيقايي خود در مقابل مفاهيم انتزاعي به ادراک خيالي جان داده است و قدرت مشاهده حق مجسم را در اشيا گسترش مي دهد. شعر بيش از نثر، حافظ جنبه رمزي و باطني قرآن است.
چرا که شعر مانند قرآن اساسا مقوله اي شفاهي و مشارکتي است. به آن معنا که حفظ مي شود و به آواز درآمده يا در موقعيت هاي روزانه آدمي کاربرد دارد. مي توان با مقايسه تصوير خداوند در اشعار مولانا از يک سو و رسالات کلامي از سوي ديگر، سنجش دقيقي از ترسيم عقلي و خيالي پيام قرآن به دست آورد.
ابن عربي در آثار و نوشته هايش درپي آن بود تا ميان خيال و جنبه رمزي و باطني از يک طرف و عقل و استدلال از طرف ديگر تعادلي دقيق ايجاد کند. در نظر او کلام و فلسفه داراي جنبه عقلي يک طرفه بودند. وي همچنين بخش زيادي از تصوف را نسبت به ابعاد عقلي و آگاهي انسان کم توجه مي داند. بخش اصلي انتقاد او متوجه علما بود، چرا که آنان را غرق در علم تقليدي و اهداف دنيايي مي ديد. او به خوانندگانش گفته است که «تحقيق» غايت وجود انسان است و بنابر اعطاي حق ذي حق ، اشيا بايد به 2 چشم عقل و خيال نگريسته شوند.
در نظر ابن عربي جنبه خيالي ادراک که در شعر و وجه باطني رشد يافته است ، به انسان اجازه مي دهد تا حضور حق را در زيبايي ، آواز، سازگاري ، تعادل و عشق بچشد. او هر ذره از اين دانش خيالي را چون دانش عقلي مهم مي داند که به ما مجال فاصله گرفتن از اشيا و تامل در آنها را مي دهد. هر دو جنبه علم بايد کاملا تحقق يابند تا حقوق اشيا به آنها اعطا شود. پيام ابن عربي در ميان محققان نسلهاي بعدي به فراموشي سپرده شد و اگر کسي بر سنت اسلام ايراني تاثير فراوان نهاد، احتمالا آن شخص مولوي بود. نمي توان مسلمان تحصيلکرده اي را يافت که با آثار مولوي بيگانه باشد يا احساسي نسبت به گفتارهاي اسطوره اي شمس تبريزي نداشته باشد. چنان که در اشعار مولوي يا در سيره عرفا ترسيم شده ، شمس تحقيرکننده رفتار متظاهرانه دانشوري و آداب اجتماعي بود و کاملا حق هر موقعيت را مدنظر قرار مي داد. حتي اگر متفکران مسلمان بتوانند دستورات ابن عربي درباره تعادل جنبه عقلي و خيالي را رد کنند به سختي مي توانند آموزه هاي مولوي در باب خدمت علم به عشق را که نيروي هدايتگر به سمت «تحقيق» است ، ناديده انگارند.
همچنان که شعر ديده «تحقيق» را زنده نگه مي دارد؛ «تحقيق» هم به سنت شعري جان مي دهد. در مقابل ، عقل منفصل از خيال ، اسطوره را ناچيز شمرده و عالم & حق را خالي مي کند. اگر عقل گرايي يوناني در سنتهاي بعدي بي ارزش شد، دقيقا به آن دليل بود که نگاهي يک طرفه داشت.
مکاتب فلسفي چون سهروردي و ملاصدرا از آن جهت مقبوليت يافتند که بر ضرورت تعادل عقل و خيال تاکيد داشتند. آنها در وصف خيال از اصطلاحاتي چون «کشف»، «مشاهده» و «عرفان» استفاده کردند.از ديدگاه بزرگان سنت عقلي اسلامي عقل گرايي صرف نوعي نقصان روح است.
وقتي استدلال با اسطوره و خيال بررسي نشود به تاکيدي افراطي بر تفاوت ، غيريت و تعالي مي انجامد تا آنجا که حق نشات گرفته از عالم و اشيا به عنوان باطل ادراک مي شود. در اين صورت ، اشيا صدق ذاتي و تناسب ندارند، بنابراين ما وظيفه اي در برابر آنها نداريم.
اهميت «تحقيق» در تصوف با پرسش از اعتبار معلم بيش از پيش آشکار مي شود. دليل حرمت شيخ صوفي «تحقيق» او بود نه «اجتهادش». او به عنوان تابع پيامبر، شريعت ، طريقت و حقيقت را نمايان مي ساخت. او فراگرفته بود تا به اشيا «آنچنان که هستند» بنگرد و حقشان را ادا کند. بخش بزرگي از «مقالات» شمس تبريزي همچون مثنوي ، درباره تعيين خصوصيات و کيفيات شيخ واقعي است بويژه در چارچوب دانشي که خداوند به وي اعطا مي کند.
شيخ صوفي بيشتر به عنوان مجتهد يا فقيه عمل مي کرد تا محقق. کارکرد نخستين او هدايت پيروان براي عمل به آداب طريقت بود که همان دستورات شريعت است. فقهاي مخالف طريقت ، شيخ را غاصب مقام فقاهتي خود مي ديدند. صوفيان در نظر آنان چون فريبکاران منحرف از قرآن ، سنت و اهل بدعت بودند.
آداب خاص طريقت و برنامه هاي ذکر و فکر آن بر اهميت نقش محوري شيخ نسبت به هدايت پيروان در نيل به اهداف مي افزود. تنها شيخ مي توانست کيفيت ذکر و فکر را تبيين کند.
«تحقيق» در ذات محصول خلوص در راه خدا و متابعت از پيامبر اوست. با ذکر حق و عمل به سنت نبوي ، درون آدمي از اوهام غلط خالي شده و زمينه براي مشاهدات صحيح آماده مي شود. شمس هميشه تاکيد مي کند که جوهر عمل صحيح «متابعت» از پيامبر است. او به اين دليل برخي از متصوفه را به دليل شطحياتشان که متفاوت از سنت نبوي است ، به انتقاد مي گيرد.
در تصوف برخلاف آنچه که در برخي آثار فلسفي آمده است ، تحقيق با تلاشهاي انساني حاصل نمي شد؛ زيرا فضل و عطاي الهي است. ابن عربي بر اين اعتقاد است که تلاشهاي انساني ما را تا در خانه خدا مي رساند. اين خداست که بايد در را بگشايد. او در «فتوحات مکيه» اظهار مي کند که نوشته هاي اين کتاب محصول «تحقيق» و مطالعه معمول نيست.
نقش محوري «تحقيق» تا به امروز براي خودشناسي صوفي باقي مانده است.درباره شيخ گفته شده است که اشيا را «آنچنان که هستند» مي بيند و حق هر ذي حقي را به آن عطا مي کند. کيفيت «تحقي »، شيخ را نه تنها از فقها، بلکه از مجتهدان نيز متمايز مي کند (بويژه در تشيع ).
اين که «تحقيق » هدف بسياري از سنتهاي عقلي بود، ما را در يافتن فيلسوفان مخالف متصوفه کمک مي کند. آنان ، شيخ را که مدعي علم اعلي و مرجح بود به سخره گرفته و شاگردان احمق وي را به دليل تقليد، نقد مي کنند. با وجود اين ابن سينا و ديگران از علم مرجح «عرفا» نوشته اند.
در سنتهاي متاخر نظر به شروح نوشته شده بر فصوص الحکم ابن عربي ، کافي است تا اهميت مساله «تحقيق» براي بسياري از متفکران اسلامي روشن شود. تنها در قرن 19 و 20 بود که گرايشات عقلي مسلمانان به آنچه که در علوم مدرن «تحقيق» خوانده مي شود، کشيده شد (مهندسي ، فيزيک ، پزشکي و مانند آن ).
مفهوم «تحقيق » به طور عمومي مجوز نقد دروني آموزه ها و اعمال صوفي را داده است. يکي از بحثهاي جاري در ميان طريقت هاي مختلف ، مساله «استحقاق شيخ» بوده است.
رومي ، شمس ، ابن عربي و بسياري ديگر، بيشتر با عبارات «تحقيق» و «تقليد» درباره کيفيت شيخ بحث کرده اند. براي آنها «تحقيق» به معناي تکامل قوه تميز و تشخيص بود. آنها با اين که علم را محصول عشق و ايمان به خدا و متابعت از پيامبر(ص) مي دانستند، به فراگيري فقه و علوم عقلي نيز تاکيد داشتند.
شمس و رومي هر دو گفته اند، بسياري از مشايخ به هدف «تحقيق» نائل نشده اند. بخشي از دلايل مخالفت اصحاب رومي با شمس به يقين به دليل حمله هاي وي به مدعيان تصوفي بود که حياتشان مستلزم «تحقيق» و متابعت از پيامبر نبود. او بيشتر نام مي برد. برخي اوقات حتي شيوخ محترم گذشته را و گاه نيز افراد مشهور زمان خودش را. شمس درباره آنان مي گويد: «سخن عاشقان دلنشين باشد، اما من از عشقي سخن مي گويم که صادق است... از «تحقيقي» مي گويم که واقعي است... من هيچ گاه خاک کفش کهنه عاشق صادق را با عاشقان و شيوخ امروزين عوض نمي کنم.»
او در عبارتي ديگر شيوخ امروزين را با شيوخ واقعي مقايسه کرده و مي گويد: «اغلب اين شيوخ راهزنان دين محمد بوده اند. همه موشان خانه دين محمد، خراب کنندگان بودند؛ اما گربگانند خداي را از بندگان عزيز که پاک کنندگان اين موشانند.
صد هزار موش گرد آيند، زهره ندارند که در گربه بنگرند؛ زيرا که هيبت گربه نگذارد که ايشان جمع باشند و گربه جمع است در نفس خويش و اگر جمع بودندي همه موشان هم کاري کردندي. چند موش اگر فدا شدندي ، آخر گربه يکي را گرفتي ، مشغول شدي ، آن يکي دگر چشمش را بکندي و آن دگر در سرش در افتادي ؛ البته بکشتنديش.
الا اگر نکشتنديش ، باري گريزان شدي. الا همين است که خوفشان نگذارد که جمع شوند موشان. و گربه جمع است.»
اکنون بگذاريد تا نظري به وضعيت جهان معاصر بيفکنيم. در جهان کنوني شکلهاي جديد (جديد به مفهوم اين که در دوران پيشامدرن سابقه اي نداشته است) علم و فناوري بر همه جا گسترده شده است. ما از کودکي تحت تاثير رسانه ها، آموزشگاه ها و روح حاکم بر زمانه به اين باور مي رسيم که اين تنها علم است که با اشياي واقعي سروکار دارد. امروز باور جاري در جهان ما، گذشته از برخي حملات پست مدرن ها بر راسيوناليسم (عقل گرايي) اعتماد و تکيه صرف بر علوم به عنوان «علمي شدن» است.
عقل گرايي دوران مدرن ، ابزارگراست. يعني درصدد انجام کارهاست. راه اثبات اين دانش ، «کارکرد» و قابل استفاده بودن آن است و مي تواند مورد آزمايش و تجربه قرارگيرد. با اين همه کارکرد و قابل استفاده بودن ، راهي به حقيقت اشيا در عرصه هستي ، چنان که در جهان شناسي پيشامدرن مرسوم بود، نمي گشايد. دانش مدرن ، به آن معنا که من پيشتر اشاره کردم ، کاملا مخالف «خيال» و «تصور» است. بي شک انسان ، نيازمند تصوري خوب است تا دانشمند بزرگي بشود و شکي نيست که علم گرايي ، افسانه و وهمي بزرگ است که وهمهاي کوچکتر بسياري را مي سازد؛ اما تصور خيالي از آن نوع که تعريف شد، دقيقا ابعاد روح انساني است که به ما اجازه مي دهد حق را آنچنان که در اشيا موجود است ، مشاهده و ادراک کنيم. اين همان چيزي است که به «تحقيق» توانايي مشاهده حوزه فيزيکي را به عنوان نيم نماي نور «حق» مي دهد.
نوشته شده توسط محسن آريامنش در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت موضوع اخبار | لينک ثابت
بيژن صيفوري درباره برپايي دوسالانههاي پوستر جهان اسلام و گرافيك ايران گفت: با توجه به تجربه ديگر كشورهاي دنيا در زمينه برگزاري دوسالانههاي تجسمي، به نظر ميرسد متمركز كردن انرژي و برنامهريزي دقيق در برپايي يك دوسالانه بزرگ گرافيك نتيجه بهتري را به دنبال دارد.
وي افزود: در تمام كشورهايي كه صاحب تاريخ طراحي گرافيك درخشاني هستند نيز به همين گونه است كه تنها يك واقعه اصلي گرافيك دارند. ولي با توجه به شرايط كنوني كشور ما كه شاهد اتفاقات موازي بسياري هستيم، اين نتيجه را ميتوان گرفت كه هر اتفاقي در زمينه گرافيك داشته باشيم، بهتر از اين است كه چنين اتفاق گرافيكي را اصلاً نداشته باشيم چرا كه اگر بينالي هم برگزار نشود، باز اتفاقي نميافتد و صدايي از كسي بلند نميشود. بنابراين برگزاري اين بينالها در مجموع مثبت تلقي ميشود.
صيفوري درباره كيفيت آثار دومين دوسالانه پوستر جهان اسلام گفت: به نظر من مثل دفعه پيش در انتخاب آثار عجله شده بود و سطح كيفي كارها يكسان نبود.
وي ادامه داد: در دومين دوسالانه پوسترجهان اسلام، دركنار آثار هنرمندان حرفهاي آثاري به چشم ميخورد كه نياز به انتخاب دقيقتر داشتند. به گونهاي كه من به عنوان يك گرافيست از اختلاف سطح كيفي آثار شگفت زده شدم.
صيفوري با تاكيد بر زمانبندي دقيق برگزاري دوسالانهها گفت: آنچه در برگزاري دوسالانههاي تجسمي و ديگر وقايع فرهنگي باعث انسجام و حركتآفريني آن ميشود برنامهريزي دقيق و تداوم اين گونه فعاليتهاست كه متاسفانه بينال گرافيك ايران و يا پوستر تهران دچار اين مشكل شد و چندين بار به تاخير افتاد و برگزاركنندگان آن كه ستونهاي هراتفاق فرهنگي هستند، چندين بار دچار تغيير وتحول شدند اما با تمام اين شرايط ، بايد به جاي انتقاد كردن از برگزاري چنين برنامههايي، آن را تاييد كنيم تا چراغ اين دوسالانهها خاموش نشود.
بيژن صيفوري در خاتمه يادآور شد: برپايي دوسالانههاي تجسمي زماني ثمربخش خواهد بود كه با برنامهريزي دقيق همراه باشد و شرايط و ضوابط آن به درستي رعايت شود در غير اين صورت بيم آن ميرود كه هنرمندان خارجي به دليل عدم برنامهريزي دقيق از شركت در آن منصرف شوند.
نوشته شده توسط محسن آريامنش در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت موضوع اخبار | لينک ثابت

به نقل از تقويم شيعه، در عزاي حضرت معصومه (س) شهر قم را يكپارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مطهر آن حضرت را غسل دادند و كفن كردند، و به طرف باغ موسيبن خزرج - مكان فعلي حرم مطهر - آوردند.
موسي بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه (س) كرد، و از بوريا و حصير سقفي بر روي قبر مطهر آن حضرت قرار داد.
سالها بعد زينب دخترامام جواد (س) بر روي قبر شريف حضرت معصومه قبهاي بنا نهاد. سپس جماعتي از دختران ائمه (س) در آن مكان دفن شدند. هنگامي كه ام محمد دختر موسي بن محمد بن عليالرضا (س) فوت كرد، در كنار آن حضرت دفن شد. بعد از آن ميمونه خواهر اممحمد از دنيا رفت، و آن بزرگوار هم در جنب اممحمد دفن شد. روي اين دو قبر يك گنبد ديگر بنا كردند، به گونهاي كه دو گنبد چسبيده به هم بر روي قبر حضرت فاطمه معصومه (س) و ام محمد و ميمونه بوده است.
مرحوم نمازي وفات حضرت معصوميه (س) را در 12 ربيعالثاني سال 201 هـ. نقل كرده و قول منسوب به شيخ حر عاملي (س) هشتم شعبان سال 201 هـ است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «قم كوفه صغير است، و بهشت داراي هشت در است كه سه در آن از قم است. در آن شهر زني از اولاد من رحلت ميكند كه اسمش فاطمه است، و به شفاعت او تمامي شيعيان داخل بهشت ميشوند».
نوشته شده توسط محسن آريامنش در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ساعت موضوع اخبار | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
تفکر انتقادي در سنت اسلامي
عرفي شدن پديده ديني
معاد جسماني به روايت صدرا
مفهوم تساهل در تعليم و تربيت اسلامي
شعر و تفکر در عرفان اسلامي
بررسى آثار تربيتى ـ روان شناختى نماز (قسمت دوم)
بررسى آثار تربيتى ـ روان شناختى نماز (قسمت اول)
نظريه قرآن در باب چيستى علم (قسمت دوم)
نظريه قرآن در باب چيستى علم (قسمت اول)
آشنايى با شيعه زيديه (قسمت دوم)