نويسنده:على احمد پناهى

نماز; احياگر فضيلت ها

اگر انسان نماز را با شرايطى كه شرع مقدّس بيان فرموده و توصيه كرده است انجام دهد، خصلت ها و فضيلت هاى انسانى در وجودش زنده مى شوند و انسان را به سوى تربيت عالى بشرى رهنمون مى گردند. مسئله نيّت پاك و اخلاص در آن، انسان را به گونه اى تربيت مى كند كه در هر كارى، هدفى عالى و خدايى داشته باشد و كارها را با توجه به هدف و مقصدى پاك انجام دهد و در كارش جز راستى و صداقت و امانت چيزى نباشد. چگونه ممكن است بنده اى كه به مبدأ و معاد (مالكِ يومِ الدّين) معرفت دارد، روزى پنج بار، راستى و صداقتورزى با خدا را با نيت خالص تمرين كند و اين خصيصه در ديگر كارها و شئون زندگى اش اثر نگذارد؟! آنكه با خداى خويش صداقت دارد، مطمئناً با بندگان خدا نيز صادق است و نمى تواند اهل ريا و شرك و نفاق و فريب باشد.

انسان در نماز روح تشكّر و سپاسى را كه از خصال عالى انسانى است، در خود تقويت مى كند. اينكه در ضمن نماز، به پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)سلام مى دهيم و از خدا مى خواهيم كه بر او و خاندانش درود بفرستد، در واقع نوعى تشكر و قدردانى از مروّج نعمت هاى بزرگ نماز و اسلام است. انسان نمازگزار تسليم قضاى پروردگار است و تنها به او اميد دارد و از او كمك مى طلبد: (ايّاكَ نعبدُ و ايّاكَ نستعين) و از اين رو، در زندگى صبور و قانع است و احساس خشنودى مى كند; چون راضى به رضايت حق تعالى است. «نماگزار با گفتن (ايّاكَ نعبدُ و ايّاكَ نستعين)، هرگونه حاكميت غير خدا را محكوم مى كند، هرگونه حقارت پذيرى و استمداد از قدرت هاى پوشالى را نفى مى نمايد و به نمازگزاران، درس عزّت در سايه بندگى خدا مى دهد، تا بنده و برده غير خدا نشوند و از تهديدها و تطميع هاى ديگران، نلغزند و راه خدا را كنار نگذارند.»24

7. نماز; باعث روشنى دل

نماز معراج مؤمن است و اين معراج و عروج نه در فضاى باز آسمان، بلكه در فضاى معنويت و بندگى است و براى رسيدن به قرب پروردگار و رسيدن به آرامش كامل. وقتى چنين شد، باعث شكفتگى و طراوت وجود و روشنى دل انسان مى شود و نور الهى در درون انسان و جوهره وجودى انسان حلول مى كند و از اين رو، پيامبر خاتم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «جَعَلَ اللّهُ قُرةَ عينى فى الصلاةِ»;25 خداوند روشنايى چشم و خوشحالى ام را در نماز قرار داده است.

مراد از «روشنى چشم» در اين روايت، روشنى دل و درون است و اگر هر انسانى نماز را با شرايطش انجام دهد، همين روشنى و صفاى دل در او ايجاد مى شود و به انبساط خاطر نايل مى گردد.

الكسيس كارل مى گويد: «نيايش در روح و جسم تأثير مى گذارد و احساس عرفانى و احساس اخلاقى را توأماً تقويت مى كند. در چهره كسانى كه به نيايش مى پردازند، حسّ وظيفه شناسى، قلّت حسد و شرارت و حسّ نيكى و خيرخواهى نسبت به ديگران نمايان مى شود. نيايش خصايص خود را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فردى نشان مى دهد: صفاى دل، متانت رفتار، انبساط خاطر، شادى بى دغدغه، چهره پُر از يقين، استعداد هدايت، آمادگى براى پذيرش حق و راضى بودن به رضاى پروردگار.»26 و عالى ترين نوع عبادت و نيايش، نماز است كه به عنوان ركن دين و «مُخّ عبادت» معرفى شده است.

امام سجاد(عليه السلام) در مناجات «خمس عشره» عرض مى كند: و مشاهده تو تنها حاجت و نياز من، و نعمت هم جوارى با تو مطلوب من، و مقام قرب تو فراخناى خواهشم است. شادى و آرامش من در مناجات تو نهفته، و دواى بيمارى و شفاى قلب سوزانم و فرو نشاندن حرارت دل و برطرف شدن اندوهم نزدتوست. پس تو در هنگام وحشت و ترس، انيس و مونس من باش و عذر لغزش هايم را بپذير و از زشتى هايم درگذر.27

8. نماز; باعث اميد و نشاط
در برنامه شبانه روزى، هر انسانى اگر بخواهد با روانى شاداب و روحيه اى بالا و خوب با مشكلات زندگى مواجه شود و با اميد و اطمينان آن را ادامه دهد، بايد به نماز و دعا پناه ببرد و از آثار روانى و معنوى آن برخوردار باشد و از اين رو، پيروان تمام اديان الهى تا زمانى كه زنده اند، بايد نماز را برپا دارند و آن را ادامه دهند; زيرا نماز در سعادت و سلامت روان آن ها نقش عمده اى ايفا مى كند.28 ايمان به خدا و راز و نياز با او به انسان اميد و توان مى دهد; احساس مى كند به پناهگاه مطمئن و باقدرتى متّكى است و بدين دليل، احساس نشاط و توانمندى مى كند و اگر اين ارتباط با آن منبع عظمتورحمت قطع باشد، احساس دل تنگى و نگرانى در او ايجاد مى شود و به بيمارى هاى روانى گرفتار مى آيد.

به اين حقيقت روان شناسان و روان كاوان بزرگى همچون يونگ، اريك فروم، ويليام جيمز و ديگران اشاره كرده اند و ايمان به خدا را اساس و پايه پيش گيرى و معالجه بيمارى روانى مى دانند.29

ديل كارنگى (Dale Carnegie) مى نويسد: «هنگامى كه كارهاى سنگين، قواى ما را از بين مى برد و اندوه ها هر نوع اراده اى را از ما سلب مى كند و بيشتر اوقات، كه درهاى اميد به روى ما بسته مى شود، به سوى خدا روى مى آوريم. ولى اصلا چرا بگذاريم روح يأس و نااميدى بر ما چيره شود؟ چرا همه روزه به وسيله خواندن نماز و دعا و بجاى آوردن حمد و ثناى خداوند، قواى خود را تجديد نكنيم؟»30

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «پروردگارا! تو از هر مونسى براى دوستانت مونس ترى و از همه آن ها براى كسانى كه به تو اعتماد كنند، براى كارگزارى آماده ترى. پروردگارا! آنان را در باطن دلشان مشاهده مى كنى و در اعماق ضميرشان بر حال آنان آگاهى و ميزان معرفت و بصيرتشان را مى دانى، رازهاى آنان نزد تو آشكار است و دل هاى آنان در فراق تو بى تاب. اگر تنهايى سبب وحشت آنان گردد ياد تو مونس آن هاست و اگر سختى ها بر آنان فرو ريزند به تو پناه مى برند.»31

9. نماز و جلب رحمت پروردگار
خداى متعال، لطف ويژه و اقبال خاصّى به نمازگزاران دارد، و روى آوردن پروردگار به بنده، سبب كاملى براى سعادت و رستگارى اوست. روى آوردن خدا به بنده به معناى آمرزيدن گناهان و برآوردن حاجات و آباد كردن دنيا و عقباى او و نزديكى به بارگاه يزدان و برخوردارى از لطف و رحمت ايزدى و سعادت ابدى است.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «لُو يعلم المصلّى ما يغشاهُ من جلال اللّه ما سَرَّهُ أَن يُرفَعَ رأسُهُ مِن سُجودِهِ»;32 اگر نمازگزار مى دانست كه چگونه رحمت خدا او را فرا گرفته است سر از سجده برنمى داشت.

ميرزا جواد ملكى تبريزى مى فرمايد: «بدان كه سجود از افضل اعمال بدنى است، و از امام صادق(عليه السلام)روايت شده كه فرمود: نور را در دو چيز يافتم: در گريه و سجده، و براى سجده فضيلت هاى زيادى است; از جمله آمده است كه جمعى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) خواستند كه از طرف خدا بهشت را براى آنان تضمين كند، حضرت فرمود: با اين شرط كه مرا به طول سجده يارى كنيد. آنان پذيرفتند. حضرت هم بهشت را براى آنان ضمانت فرمود.»33

و اين سجده و نماز باعث مى شود كه انسان مقرّب درگاه الهى شود و از اولياى الهى به حساب آيد و فاصله او با منبع فيض و رحمت كم گشته، به اقيانوس رحمت و بركات الهى متصل شود.

على(عليه السلام) مى فرمايد: «الصلاةُ قُربانُ كلِّ تقى»;34 نماز موجب تقرّب هر پرهيزگارى است.

نماز و ياد خدا باعث مى شود كه غبار گناه از دل انسان زايل شود و نور و رحمت الهى در آن جاى گيرد و هرقدر انسان با اقامه نماز، روح خود را منوّر كند، به خدا نزديك تر مى شود و از درياى رحمت الهى بيشتر فيض مى برد و به جايى مى رسد كه جزو اولياى الهى مى گردد و كسى كه جزو اولياى الهى قرار گيرد، هيچ حزن و نگرانى ندارد و بركات الهى او را احاطه مى كنند. قرآن كريم مى فرمايد: (أَلا إِنَّ أَولياءَ اللّهِ لا خوفٌ عَلَيهِم وَ

لا هُم يَحزَنونَ) (يونس: 62); اولياى خدا خوف و حزنى ندارند و غم و اندوهى بر آنان نيست.

«اولياى خدا كسانى هستند كه ميان آنان و خدا حايل و فاصله اى نيست، حجاب ها از قلبشان كنار رفته و در پرتو نور معرفت و ايمان و عمل پاك، خدا را با چشم دل چنان مى بينند كه هيچ گونه شكّ و ترديدى به دل هايشان راه نمى يابد، و به خاطر همين آشنايى با خدا، كه وجود بى انتها و قدرت بى پايان و كمال مطلق است، ما سواى خدا در نظرشان كوچك و كم ارزش و ناپايدار و بى مقدار است. كسى كه با اقيانوس آشناست، قطره در نظرش ارزشى ندارد، و كسى كه خورشيد را مى بيند نسبت به يك شمع بى فروغ اعتنا نمى كند.»35

از اين مطالب، روشن مى شود كه نماز باعث رحمت و بركات الهى بر انسان است و موجب تقرّب انسان به خداست، نمازگزار از اولياى الهى محسوب مى شود، و اولياى الهى ترس و حزن و اضطرابى ندارند; زيرا خوف و اضطراب به خاطر احساس تنهايى و نداشتن ملجأ و پناهگاه و به خاطر ترس از آينده است. اما كسانى كه به درياى رحمت الهى راه پيدا كرده اند و هر روز پنج بار خود را با آب زلال معرفت شستوشو مى دهند، دل هايشان نورانى و پاكيزه است و نگرانى و هراسى ندارند و غم و اضطرابى كه ديگران نسبت به گذشته و آينده دارند، به وجود آن ها راه ندارد و امنيت و آرامش واقعى بر وجود آن ها حكمفرماست و به فرموده قرآن كريم: (اولئِكَ لَهُم الأَمن)(انعام: 82); آن ها در امنيت و آرامشند و به تعبير ديگر، دل هايشان به ياد خدا آرام و مطمئن است.

10. نماز; مانع زشتى و منكر
آن گاه كه انسان دست از ماديات مى شويد و با لباسى پاكيزه از نجاست ظاهرى و غصب و درآمد حرام به پيشگاه خدا روى مى آورد و در نماز خود، از خداوند رحمان و رحيم ياد مى كند و از او يارى مى خواهد كه به راه راست هدايتش كند، و او را همراه با ستمگران و گم راهان مغضوب درگاهش قرار ندهد (سوره حمد) و اين برنامه را در پنج وقت شبانه روز و در هر نماز تكرار مى كند و در جوّى معنوى مملوّ از ياد خدا و توجه به دستورات او و دورى از گناه و نافرمانى خدا قرار مى گيرد، اين حالت معنوى و توجه، غفلت را از او دور ساخته، از گناه و معصيت پروردگار بازش مى دارد.

خداوند متعال در قرآن مجيد مى فرمايد: (اَقمِ الصلوةِ اِنَّ الصّلوةَ تنهى عَن الفحشاءِ والمنكرِ)(عنكبوت: 45); نماز را بپا دار، كه همانا نماز انسان را از پستى و پليدى باز مى دارد.

محمّد بن سنان از حضرت رضا(عليه السلام) روايت مى كند كه حضرت در پاسخ پرسش هاى او درباره فلسفه نماز نوشتند: «علت نماز آن است كه نماز اقرار به ربوبيت خداوند بزرگ، نفى شريك براى او، قيام در پيشگاه او با حالت فروتنى و خضوع و درخواست آمرزش گناهان، و نهادن پيشانى به خاك به منظور تعظيم خداوند بزرگ، و نيز بدان منظور است كه انسان همواره به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند و با حالت فروتنى و كُرنش، پيشرفت امر دين و دنياى خود را بخواهد. علاوه بر اين، نماز در پنج وقت موجب مداومت ياد خدا و ياد قيامت مى شود و اين ذكر مداوم و قيام در پيشگاه حضرت حق، انسان را از آلودگى به گناهان حفظ مى كند و از فساد باز مى دارد.»36

البته وقتى نماز اين خاصيت را خواهد داشت كه انسان آن را با آداب و شرايط خاص خودش بجاى آورد و نماز را كامل و درست انجام دهد و گوش به فرمان نماز باشد و با حال معنوى و معرفت ويژه اين عبادت سِترگ را انجام دهد.

پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «كسى كه به فرمان نماز توجه نكند، نمازش نماز كامل نيست، و اطاعت از فرمان نماز آن است كه خويش را از گناه و معصيت حفظ كند.»37

البته ممكن است گاهى خاصيت بازدارندگى نماز سريع و فورى نباشد، و پس از مدتى نمازگزار را از گناه بازدارد. «روايت شده است كه جوانى از انصار پشت سر پيامبر نماز مى خواند، ولى مرتكب فحشا مى شد، اين خبر را به پيامبر اسلام رساندند، حضرت فرمود: نمازش سرانجام، روزى او را از گناه باز مى دارد. چيزى نگذشت كه توبه كرد.»38

بنابراين، خاصيت بازدارندگى نماز به دليل همان توجه قلبى به خدا و فرمان او و خاصيت معنوى نماز است و هر قدر انسان نماز را بيشتر با حضور قلب و توجه به معنا و فلسفه نماز و محتواى آن بخواند، به همان اندازه براى او سازنده بوده، به حالش مؤثر و مفيد خواهد بود، و اگر انسان بخواهد بداند كه از نماز چقدر بهره مى برد، بايد ببيند نماز تا چه اندازه در عمل و رفتار او اثر گذاشته است.

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «و انِّها لَتُحطُّ الذُّنُوبَ حَطَّ الورقِ و تُطَلِّقُها اطلاقَ الربقِ»،39 نماز گناهان را مى ريزد; مثل ريختن برگ درختان، و آزاد مى كند گناه كار را; چنان كه كسى را از بند بگشايند.

در روايتى هم حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «لو كان على باب دارِ احدكم نهرٌ و اغتسل فى كل يوم منه خمسَ مرّات أكانَ يبقى فى جسدهِ مِن الدّرنِ شىءٌ؟ قلتُ: لا. قال: مثَلَ الصلوةِ كمثَل النهرِ الجارى كُلَّما صلّى صلاةً كفرت ما بينهما من الذنوبِ»;40 اگر جلوى در خانه شما نهر آبى باشد و هر يك از شما هر روز پنج نوبت در آن آب خود را شستوشو دهد، آيا از چرك و پليدى چيزى در بدنش باقى مى ماند؟ راوى مى گويد: عرض كردم: نه، يا رسول الله. فرمود: نماز در پنج وقت شبانه روز همانند آن نهر جارى است. هر وقت بنده نماز مى خواند گناهان او پوشيده مى شوند.

انسان وقتى متوجه باشد كه ياد خدا و ذكر خدا باعث آمرزش گناهان مى شود و نماز انسان را شستوشو مى دهد، نگرانى و اضطرابش كاهش يافته، به رحمت خداوند اميدوار مى شود;چون گناهومعصيت باعث نگرانى و تشويش است و نماز انسان را از نگرانىو دلهره خارج مى كند و نورانيت و صفاى درونى در او ايجادمى كندو دل به رحمانيتو كرَم خداوندمتعال مى سپارد.

شيطان يكى از دشمنان قسم خورده انسان است كه به هر طريق ممكن، سعى در گم راه كردن انسان دارد و يكى از شيوه هاى شيطان براى گم راه كردن انسان ها، ترساندن و نااميد كردن آن هاست; به اين معنا كه انسان ها را نسبت به آينده نااميد مى كند و بذر هراس و نگرانى در دل انسان ها مى پاشد و روح اميد و نشاط را از انسان مى گيرد.

استاد محمدتقى مصباح مى فرمايد: «ترساندن انسان و نااميد كردن او، يكى ديگر از كارهاى شيطان است كه انسان را نسبت به آينده خويش بيمناك مى سازد و از اين رهگذر، مانع وى مى شود از انجام كارهاى خير.»41

خداوند در قرآن مى فرمايد: (الشيطانُ يعدُكُمُ الفقر)(بقره: 268); شيطان به فقر و ندارى وعده مى دهد و بدين وسيله، شما را از كارهاى مفيد اجتماعى و اخلاقى باز مى دارد.

يكى از چيزهايى كه انسان را از گزند و انحراف شيطان نگه مى دارد، نماز و ياد خداست.

حضرت على(عليه السلام) مى فرمايد: «الصَّلوةُ حِصنٌ من سَطواتِ الشيطان»;42 نماز قلعه اى است كه انسان را از حملات شيطان نگاه مى دارد.

شيطان، مردم را از اطاعت پروردگار به اطاعت خود مى خواند، اما نماز آنان را به فطرت اصلى شان سوق مى دهد و در قلعه امن الهى قرار مى دهد و از تيرهاى زهرآلود شيطان محافظت مى كند. از اين رو، نماز موجب افسرده گشتن شيطان هاست. دور كردن شيطان، يعنى قرار گرفتن در حريم امنيت الهى و آرام گرفتن به ياد و ذكر خداى سبحان.

انسان ها از طريق نماز به جايى مى رسند كه قرآن كريم درباره آنان مى فرمايد: (رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لاَ بَيعٌ عَنْ ذِكرِاللّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ) (نور: 37); مردانى كه ايشان را هيچ تجارت و معامله اى از ياد خدا و اقامه نماز باز نمى دارد.

حضرت على(عليه السلام) هنگام تلاوت اين آيه شريفه، تصويرى ذهنى و چهره اى معنوى از ذاكران خدا به دست دادند و در بخشى از آن فرمودند: «فرشتگان گرداگردشان حلقه مى زنند; رحمت و آرامش جسم و جان بر آنان فرود مى آيد و درهاى آسمان به رويشان باز مى گردد. در اين سفر روحانى، در جايگاهى كه در آن خدا از احوالشان آگاه است، كرسى هاى كرامت برايشان نهاده است، سعيشان مرضىّ خداوند و مقامشان نزد او محمود است، بوى خوش نيايش به درگاه خدا را استشمام مى كنند و آمرزش او را اميد مى دارند.»43

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «تا زمانى كه فرزندان آدم بر نمازهاى پنج گانه مواظبت دارند، شيطان پيوسته از آنان دور مى شود. پس آن گاه كه آن ها نماز را تباه گردانند و حق آن را ادا نكنند، جرئت و جسارت شيطان بر آنان زياد مى گردد و آنان را به گناهان بزرگ مى اندازد.»44

و آيا به راستى چنين نيست؟ آيا امروز، شيطان ها و صاحبان فرهنگ هاى شيطانى، از نماز، اين سلاح مؤثرى كه در دست مسلمان هاست، نمى ترسند؟! آيا درصدد آن نيستند كه نماز،

اين حربه فرهنگى مؤثر و اين دژ محكم الهى را در هم بشكنند و امّت اسلامى را گرفتار فحشا و منكر و بى هويّتى و تشويش و نگرانى كنند؟

امام خمينى(قدس سره) درباره «سفر عشق» فرمودند:

با دل تنگ به سوى تو سفر بايد كرد *** از سر خويش به بت خانه گذر بايد كرد

پير ما گفت: زميخانه شفا بايد جست *** از شفا جستن هر خانه حذر بايد كرد

آنكه از جلوه رخسار چو ماهت پيش است *** بى گمان معجزه شقّ قمر بايد كرد

گر دل از نشئه مى دعوى سردارى داشت *** به خود آييد كه احساس خطر بايد كرد

مژده، اى دوست كه رِندى سر خم را بگشود *** باده نوشان! لب از اين مائده تر بايد كرد

در ره جُستن آتشكده سر بايد باخت *** به جفاكارى او سينه سپر بايد كرد

سر خُم باد سلامت كه به ديدار رُخش *** مست ساغر زده را نيز خبر بايد كرد

طرّه گيسوى دلدار به هر كوى و درى است *** پس به هر كوى و در از شوق سفر بايد كرد.45

خلاصه آنكه اين نماز و اين عبادت با عظمت، انسان را در ابعاد گوناگون وجودى اش تربيت مى كند و از او انسانى كامل و بلندمرتبه مى سازد و او را به سوى سعادت دنيوى و اخروى رهنمون مى گرداند.

بياييم حق اين معجون انسان ساز را به خوبى به جاى آوريم و به وسيله آن در آسمان ها به پرواز درآمده، به قلّه هاى بلند معنويت و كمال نايل آييم. ان شاءاللّه.

--------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت ها
1و2ـ حسين واعظى نژاد، طهارت روح، 1381، ص 20 / ص 21.
3ـ قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله): «إنَّ عَمودَ الدّين الصلاة.» (شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، ص 23.)
4ـ عبدالله جوادى آملى، اسرار عبادات، 1376، ص 40.
5ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 10، ص 211.
6ـ محمّد غزالى، مكاشفة القلوب، ص 145 و 147.
7ـ عبدالوهاب بن احمدشعرانى،كشف الغمّه، ج 1، ص 337 و 340.
8ـ رضى الدين حسن بن فضل طبرسى، مكارم الاخلاق، 1412 هـ.ق، ص 310.
9ـ مهاتما گاندى، همه مردم برادرند، ترجمه محمود تفضّلى، 1366، ص 106.
10ـ عفيف عبدالفتاح طيّار، روح الصلاة فى الاسلام، ص 31.
11ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 79، ص 227.
12ـ ابوالقاسم فردوسى، شاهنامه.
13ـ حافظ، ديوان.
14ـ جلال الدين محمد مولوى، مثنوى معنوى، تصحيح قوام الدين خرمشاهى، دفتر اول، ص 138.
15ـ عباس عزيزى، نماز و عبادت امام على(عليه السلام)، نبوغ، 1379، ص 25.
16ـ صحيفه سجاديه، ترجمه علينقى فيض الاسلام، تهران، 1394 ق، دعاى يازدهم، ص 90.
17و18ـ ناصر مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن، 1378، ج 2، ص 45 / ص 47.
19ـ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهيدى، 1372، حكمت 244.
20ـ روح اللّه الموسوى الخمينى، آداب الصلاة، 1370، ص 350.
21ـ حسن بن محمد ديلمى، ارشادالقلوب، 1372، بيروت، دارالفكر، ج 1، ص 214.
22ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 83، ص 20.
23ـ ميرزا جواد ملكى تبريزى، اسرار الصلوة، بى تا، ص 53.
24ـ محسن قرائتى، پرتوى از اسرار نماز، 1369، ص 160.
25ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 77، ص 79.
26ـ الكسيس كارل، نيايش، ترجمه على شريعتى (مجموعه آثار شريعتى)، 1377، ج 8، ص 31ـ32.
27ـ شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، مناجات «خمس عشره»،مناجات هشتم.
28ـ مهدى پروا، روان شناسى يكتاپرستى، 1380، ص 78.
29ـ همان، ص 86.
30ـ ديل كارنگى، آيين زندگى،ترجمه ريحانه سيف،1380، ص203.
31ـ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهيدى، 1372، خطبه 225.
32ـ شيخ صدوق، خصال، ج 2، ص 632.
33ـ ميرزا جواد ملكى تبريزى، اسرارالصلوة، ص 426.
34ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 82، ص 310.
35ـ ناصر مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ج 8، ص 333.
36ـ شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 3، ص 4.
37ـ عبدعلى جمعه حويزى، نورالثقلين، ج 4، ص 161.
38ـ محمد محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 5 ،ص 371.
39ـ محمدباقر مجلسى، پيشين، ج 33، ص 449.
40ـ شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 40، ص 12.
41ـ محمدتقى مصباح، راهيان كوى دوست، 1376، ص 233.
42ـ محمد محمدى رى شهرى، پيشين، ج 7، ص 166.
43ـ نهج البلاغه، تنظيم صبحى صالح، خطبه 222.
44ـ قتيبه دينورى، عيون الاخبار، 1373، ج 2، ص 28.
45ـ امام خمينى، ديوان، 1372، ص 79.
..............................................................................................

منبع:ماهنامه معرفت ، شماره 84


 

نوشته شده توسط محسن آريامنش در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت موضوع اسلام شناسي | لينک ثابت