درباره وبلاگ

كاري از تيم اينترنتي آپادانا
فهرست اصلی
آرشيو موضوعی
امام مهدي و آخر الزمان
معرفي كتاب
سيره اهل بيت
اخبار
گالري عكس
احاديث و سخنان
جريانات اسلامي از گذشته تا كنون
اسلام شناسي
وبلاگ هاي ما
دنياي عكس آپادانا
شبكه انگليسي آپادانا
شبكه علوم كامپيوتري آپادانا
شبكه علمي آپادانا
شبكه زيست شناسي آپادانا
شبكه اسلامي آپادانا
شبكه ادبي آپادانا
شبكه خبري آپادانا
شبكه موسيقي آپادانا
شبكه ورزشي آپادانا
شبكه سينمايي آپادانا
شبكه هري پاتر آپادانا
لينك باكس آپادانا
گروه اينترنتي آپادانا
تلويزيون آپادانا
نوشته های پيشين
طراح قالب
POWERED BY
هدفي که تعليم و تربيت اسلامي به دنبال آن است ، پرورش انساني است که از طريق نيروي تعقل خويش مسير کمال را طي کرده و با سپر تقوا که به تعبير مرحوم طالقاني همان وجدان آگاه فرد است ، بر تمايلات و شهوات خود مسلط و از تجاوز به حدود ديگر امتناع کند.
فرآيند تعقل از طريق ايجاد سوال و عزم براي يافتن پاسخ رخ مي دهد. به همين دليل ، طلب علم خودمهمترين عامل براي پرورش قوه تفکر است.
آيات و احاديث بسياري در باب اهميت تعقل و تفکر در قرآن و کتابهاي حديث ذکر شده که بجرات مي توان گفت هيچ دين و مکتب فکري به اندازه اسلام بر طلب علم و انديشه ورزي تا بدين حد تکيه نکرده است.
طلب امري که تنها از آن طريق مي توان خود را ساخت و به آنچه هدف تعليم و تربيت اسلامي است ، نائل شد. کثرت آيات و احاديث مانع ذکر حتي گوشه اي از اين درياي بيکران مي شود، اما تنها به عنوان شاهد برخي از آنها در اينجا ذکر مي شود:
1- سوره روم آيه 28 (ما آيات خود را بر ملتي که مي انديشند تفصيل و توضيح مي دهيم.)
2- سوره نحل آيه 125 (مردم را از طريق حکمت ، اندرز نيکو و بهترين طريق بحث به راه خدا دعوت کن).
3- پيامبر: دين عبارت از عقل است و کسي که عقل ندارد، دين ندارد.
4- وصيت پيامبر به علي: اي علي فقري سخت تر از ناداني نيست و مالي سودمندتر از خردمندي نيست.
5- پيامبر: طلب علم و معرفت بر هر مسلماني واجب است.
6- حضرت علي: حکمت گمشده مومن است.
حکمت را بياموز، اگرچه نزد اهل نفاق باشد.اختصاص دادن بخشهاي مجزا درباره عقل و تعقل در کتابهاي معتبر روايي و وجود 730 آيه درخصوص شناخت و ابعاد مختلف آن در قرآن مجيد همگي دلالت بر اين امر مي کند که تعليم و تربيت فرد مسلمان جز از طريق تعقل و انديشه امکان پذير نخواهد بود. در ادامه اين مقاله يک موضوع محوري بررسي خواهد شد که عبارت است از تسامح و تساهل در فرهنگ اسلامي.
تسامح و تساهل يکي از مهمترين مولفه هاي رشد فرهنگ و تمدن اسلامي از بدو ظهور تا به امروز بوده است. اسلام برخلاف مسيحيت کليسايي در کنار تشويق و ترغيب مسلمين به علم اندوزي و ترويج آن ، روح تسامح و تساهل را جانشين تعصبات کليسايي و دنياي باستان کرد و به تعبير دکترزرين کوب (در مقابل رهبانيت کليسا که ترک و انزوا را توصيه مي کرد با توصيه مسلمانان به راه وسط توسعه و تکامل صنعت و علم انساني را تسهيل کرد.) اسلام در مقابل تعصبات ديني نصاري و مجوس تسامح با اهل کتاب را توصيه کرد. شور و شوق مباحثه و مناظره ميان پيروان ، بزرگان و دانشمندان در قلمرو اسلامي کاملا نمايان بود و اين اختلاف عقيده ها نه تنها امري طبيعي به حساب مي آمد، بلکه نوعي رحمت نيز تلقي مي شد. براي تاييد اين مدعا مي توان به اين سخن کنت دو گوبينو اشاره کرد که مي گويد: اگر اعتقادات مذهبي را از ضروريات سياسي جدا کنند، هيچ ديانتي تسامح جوي تر و شايد بي تعصب تر از اسلام وجود ندارد. مسلما يکي از قلمروهايي که تسامح و تساهل مورد بحث خود را در آن آشکارا نشان داده است قلمرو تعليم و تربيت اسلامي است.
در تفکر اسلامي علاوه بر تاکيد بسيار درخصوص انديشه ورزي و جستجوي علم بر ذو مراتب بودن آن نيز تاکيد شده است چنان که در حديثي آمده است که (اگر ابوذر مي دانست در دل سلمان چه مي گذرد، سلمان را تکفير مي کرد يا سلمان را مستوجب قتل مي دانست) نتيجه اي که از اين مقدمه مي توان گرفت ، ذو مراتب بودن برداشت و ادراک انسان ها از حقايق است.
چنين نگرشي علاوه بر قلمرو نظر بايد خود را در حيطه عمل نيز نشان دهد و قايل شدن به ذو مراتب بودن ادراک و استنباط از حقايق ، در عمل معنايي جز تسامح و تساهل در مقايسه با عقايد ديگران ندارد. در روايات بسياري تاکيد شده است که از علامت هاي شخص دانشمند حلم است و اين حلم چيزي است از نوع تساهل و تسامح.
روحيه تسامح و تساهل به تبع خود آزادي انديشه را به دنبال مي آورد و مقدمات شکوفايي و تکامل انديشه را فراهم مي کند. شايد بتوان گفت در هيچ ديني به اندازه اسلام به آزادي انديشه و عقيده توجه و تاکيد نشده و اين به آن حد بوده است که مخالفان دين اسلام بدون هيچ محدوديتي حتي در مقابل رهبران ديني به اظهارنظر مي پرداختند و اين خود يکي از ويژگي هاي تعليم و تربيت اسلامي است.
اهميت اين مساله تا به آنجاست که در روش تربيتي اسلام دعوت مردم به پذيرش اسلام از طريق اکراه نهي شده است ، چنان که در سوره بقره آيه 256 چنين آمده است: «کار دين به اجبار نيست چه راه هدايت و ضلالت روشن شده است» يا در سوره يونس آيه 99 بيان شده «اگر پروردگار مي خواست هرکس که در زمين است همگي ايمان مي آوردند پس تو آيا مي خواهي مردم را مجبور کني که به اکراه ايمان بياورند؟»
در کتاب مغز متفکر جهان شيعه که از سوي 25 تن از دانشمندان عضو مجمع تحقيقات استراسبورگ به رشته تحرير درآمده چنين بيان شده است: «فرهنگي که جعفر صادق براي مذهب شيعه به وجود آورد نسبت به فرهنگ هاي مذهبي آن دوره يک مزيت داشت و آن آزادي بحث در آن فرهنگ بود و به همين جهت توسعه و پيشرفت يافت.»
فرهنگ شيعه نه تنها خود توسعه يافت بلکه عامل و الگويي براي ديگر فرقه هاي اسلامي در زمينه آزادي انديشه و مباحثه شد. در همان کتاب در توصيف شيوه تربيتي امام ششم چنين آمده است: «آزادي بحث در مسائل مذهبي از زماني شروع شد که جعفر صادق فرهنگ شيعي را به وجود آورد و در محضر او جلسه بحث آزاد بود وهر شاگردي مي توانست به استاد ايراد بگيرد و اگر بتواند نظريه استاد را رد کند. امام نظريه خود را بر شاگردانش تحميل نمي کرد و آنها را آزاد مي گذاشت که نظريات استاد را بپذيرند يا نپذيرند. بر اثر همين آزادي بحث بود که فرهنگ شيعه گسترش يافت.»
نوشته شده توسط محسن آريامنش در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 ساعت موضوع اخبار | لينک ثابت
آخرين نوشته ها
تفکر انتقادي در سنت اسلامي
عرفي شدن پديده ديني
معاد جسماني به روايت صدرا
مفهوم تساهل در تعليم و تربيت اسلامي
شعر و تفکر در عرفان اسلامي
بررسى آثار تربيتى ـ روان شناختى نماز (قسمت دوم)
بررسى آثار تربيتى ـ روان شناختى نماز (قسمت اول)
نظريه قرآن در باب چيستى علم (قسمت دوم)
نظريه قرآن در باب چيستى علم (قسمت اول)
آشنايى با شيعه زيديه (قسمت دوم)